خرید بک لینک

آیا میشه به افغانها کمک کرد؟ضیا صدر _ 22/4/2023ذات آدمی باردار اندوهها، دلتنگیها، آرزوهای و تمناهای و نیازهای جانگداز و بیپایانی است که در بساموارد نمیشه متعلقی برای آنها یافت. خواستی وجود دارد که موضوعش را بهراحتی نمیتوان یافت، دلتنگی که بهسادگی متعلقی برایش نمیشود جست.انسان بهسان روزنه مجهولی است که روزمرگیاش باعث کوری بیشتر آن میگردد. در بسا موارد خواست دارد، اما نمیداند چیست، مطالبه دارد ولی نمیداند که دقیقاً آن چیست، نگران و دلتنگ است، اما نمیداند دقیقاً برای چه؟ پیچیدگی و ناشناختگی انسان بیشتر از همین مشکل ناشی میشه!مشکل آدمی طوری است که هیچکسی نمیتواند برای او کاری بکند، هرگاه خودش توانست سکان کار را دستش بگیرد دیگران میتوانند به او کمکی نمایند؛ بنابراین انسان طوری پدید آمده که دکتر و دوای بیماریاش خودش است و دیگران در صورتی میتوانند برای او کاری کنند که او خود، بخواهد و بتواند کمکها را دریافت کند. بسیاری از روانشناسان و دین شناسان بدین باورند که جهان پر از امداد است اما کسانی که این امدادها را بتوانند را دریافت کنند، بسیار اندک است.هیچ کاری نمیشه برای کسی کرد مگر اینکه خودش بخواهد.مردم افغانستان دچار این مشکلاند که قابلیت و ظرفیت دریافت کمک را ازدستدادهاند. کسانی که به چنین ناتوانی مبتلا گردند امداد و کمکهای جاری در جهان در بسا موارد به زیانشان تمام خواهد شد!تجربه شخصی بنده از زندگی 13 ساله در میان مردم گواه آن است که هرچه به آن مردم مساعدت مالی، غذایی و پولی صورت گرفته به نحوی باعث آسیبهای مادی و مالی و اخلاقی در میان آنها شده است. آنها را بهجای اینکه مستعد تلاش بیشتر برای بهبود زندگی نماید، بهگونهای سرگردان و منتظر کمک بیشتر و دیگر

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:33

۱.هدایتگران:این گروه مردم را به دربدری و بیچارگی عادت داده و به قناعت نزدیک شان میکنند. شکنجه شدن را رسم کائنات قلمداد نموده و فضای شکنجه را به شکلی از اشکال توجیه نموده و گسترش میدهند.آنها علم امروز را به نحویی تداوم جهل تاریخی بشر دانسته و به آن ارج نمینهند.آنها آزادی را مایه فساد و از دست رفتن سلامت فرد و جامعه میدانند.آنها زنان را محدود مینمایند تا فساد را محدود کرده و در بند کشند.در حالی که آنها دنیا را در ظاهر دوست ندارند، اما به خاطر یک تخم مرغ حاضرند کسی را تباه و برباد کنند. به خاطر به دست آوردن یک روپیه آماده یک میلیون قسم دروغ هستند.مصارف مهمانی و عیاشی آنها چندین برابر مصارف خانوادهشان است، زیرا برای دیگری زندگی کردن را در حقیقت مهمترین ارزش قلمداد نموده و تبلیغ و ترویج مینمایند. آنها دینی را خلق نمودهاند که کمترین شباهت به مجموع آیینهای معنوی بشر دارد.دین آنان به نوعی «مردم چه میگویند» نام دارد و برای نام و نشان در میان مردم حاضر به تن دادن به هر تباهی و شقاوتی میگردند.۲. گروه موسوم به روشنفکران:این گروه مردم را به رفاه نداشته مجذوب و عاشق میکنند. آنها دائما از جهانی به نام غرب مثال میآورند که نمادی از بهشت است. آنها با هزار زبان به افغانها میگویند که اگر تلاش کنید افغانستان تبدیل به آمریکا و اروپا میشود. در حالی که کاهلترین و بی برنامه ترین مردم همینها هستند. اینها دائما از راستی در غرب و تاثیر آن در پیشرفت برای مردم نقل میکنند. در حالی که بسیاری از آنها یک روده راست در شکم خود ندارد.آنها مومنان به آموزههای شبکههای اجتماعی هستند و شهرت در آن مکانها را به اندازه هستی ارزش میدهند.از سوی دیگر، اروپا و آمریکا سر بغندی خیر، منتظر ما ننشستهاند تا

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:33

ما افغانها و چیزی به نام خودشناسیزندگی عملی در افغانستان نشان میدهد که از چیزی به نام «خود» تعابیر مغشوش و معیوبی ارائه میگردد وهیچ آیین و دستگاه خودشناسی منظم و صحیحی در آنجا رایج نیست تا درباره خودشناسی توصیه و توضیحی ارائه کند. در آنجا مشارالیه چیزی به نام «خود»، عنصر موهومی است که همیشه درگیر تزاحم، تنازع و خشونت بقاست.هر فردی، به سان یک سرباز همواره درگیر دفاع از مرزهای این خود موهوم است. در حالی که معلوم و واضح نیست، جمع باید قربانی حفاظت فرد گردد یا فرد باید قربانی جمع گردد.خودپژوهی کاری است نادر که در جهان به ندرت انجام میشود. اهمیت این کار بیش از تصور زیاد زیاد به نظر میرسد، به گونهای که میتواند در هماهنگی قوای روحی و نیز ارتباط بین جسم و روح و نیز سلامتی اعضای بدن نقش کلیدی ایفا نماید.ارزش خودشناسی هم از سوی علم و هم از سوی دین مورد تأیید و ستایش ویژه قرار گرفته است. به گونهای که در نصوص دینی اهمیت خودکاوی و معرفت النفس فراوان تذکر داده شده و بارها در قرآن و روایات اسلامی ما با چنین مضامینی برمیخوریم: کسی که نسبت به خودش جاهل باشد، نمیتواند به هیچچیزی آگاهی یافته باشد، کسی که خود را بشناسد جهان و خدا را میتواند بشناسد و کسی که خود را شناخت خدا را شناخت و....ناآشکارگی حقیقت و مسئولیت انسانی، موجبات سردرگمیهای و سوء استفادههای فراوانی در حوزههای حیات فردی و اجتماعی- سیاسی، در افغانستان گردیده است.در یک جمع بندی کوتاه به نظر میرسد که چنین ادعایی خالی از حقیقت نیست که بگوییم انسان افغانی ساکن وطن، عموما بیگانهترین و بریدهترین موجود، به خویش است.به نظر می رسد که تجمع انسانهای بیخود از فرد و جمع چیزی ساخته که در هیچ قالب شناخته شدهی فکری-شناختی قرار نمیگ

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:33

صفحه بندی